روي داد. در سال 1344 (يا 1339؟) در ايسلند و نروژ ويراني بيشتري به بار آمد، همچنين يك رودخانه ناپديد و سيل جاري شد. در سال 1345 يك لرزه موجب پيداشدن صخرهٴ عظيمي در ايسلند شد. در سال 1346 در سويس، به ويژه در شهر بال، ساختمانهاي بسياري ويران گشت.
در سال 1350 كوهي در سويس شكافته شد.
عجيب آن است كه مردم اين رويدادهاي عجيب و ترسناك را دقيقاً توصيف نميكردند.
علت اصلي سكوتشان احتمالاً اين واقعيت بود كه توضيحات اخترگويي قانعشان ميساخت، و كنجكاويشان را فرو مينشاند و مانع از پژوهشهاي بيشتر ميشد.
اين دادهها از فهرست ماله (1852) استخراج شده كه بيشك ناقص است، هرچند شديدترين زمينلرزهها، كه نميتوانست از خاطرهها برود، درآن ثبت شده است، ميدانيم كه فهرست كامل نيست، چون بسياري زمينلرزههاي ديگر تاكنون در فهرستهاي مربوط به كشورهاي جداگانه ثبت شده كه خبر آن از انبوه اسناد محلي به دست آمده است. مثلاً بهگفته بومر1 در ايسلند، در سالهاي 1300، 1308، 1311، 1332، 1339، 1340، 1341، 1343 و 1349، زمينلرزه رخ داده (كه ماله شش مورد آن را ذكر نكرده است). به گفتهٴ چارلز ديويسن2 تنها در بريتانياي كبير سه زمين لرزه در سالهاي 1318، 1319، 1349 روي داده كه هيچ كدام شدتي نداشته (ماله دومي را ذكر نكرده). جالبتر اين است كه مِـرلي به زمينلرزهاي در 28 مارس 1348 در لينكلنشاير اشاره ميكند، با چنان شدتي كه سنگهاي دودكش بخاريها را فرو ريخته. اين زمينلرزهٴ خاص را نه ماله و نه ديويسن ذكر نكردهاند. مِـرلي مورخي خالي از عيب نبود، ولي هواشناسي ورزيده بهشمار ميآمد.
برگرديم به خاور نزديك، كه در 8 اوت 1303 زمينلرزهاي شديد آن را لرزاند. بخشي از باروهاي حماه واسكندريه فرو ريخت (ابوالفدا). در سال 1319 يك زمينلرزهٴ بسيار شديد در ارمنستان رخ داد؛ شهر مشهور آني و دهكدههاي بسياري يكسره ويران شد (ماله ص 37، 1852،
دايرةالمعارف اسلام، ج 1، ص 355، 1910). در سالهاي 1332، 1335، 1346 در قسطنطنيه زمينلرزه روي داد (نيكهفوروس گريگوراس) و آخري بسياري ساختمانها را ويران كرد. در سال1339(؟) زمينلرزهاي در طرابلس شام روي داد. دمشقي زمينلرزههايي را مشاهده كرد و آن را با تشكيل كوهها و چشمهها مربوط ميداند.
هيچ كشوري نيست كه از زمينلرزههاي گذشتهٴ آن بهخوبي چين آگاهي داشته باشيم. بخشي از آن به خاطر دقت سالنامهنگاران چين است كه هزاران سال بدون وقفه اينكار را دنبال كردهاند،